به نام خدا
ماهیان خاویاری که استروژن نامیده می شوند و از خانواده تاس ماهیان، از جمله گونه های آب زی کم نظیری هستند که از قدمتی چند صد میلیون ساله که به عصر ژوراسیک باز می گردد بر خوردارند و از این رو ماهیان خاویار را فسیلهای زنده جهان می نامند که همراه با تکاملی فیلوژنی تا به امروز باز مانده اند . از منظر تعدد گونه ها به ۲۷ گونه و زیر گونه در جهان تقسیم می شوند که از این تعداد ۵ گونه در دریای خزر زندگی می کنند ، ارزش ماهیان خاویاری نه به جهت استفاده از گوشت انان که به واسطه تخم انان که به خاویار یا مروارید سیاه مشهور است ،می باشد . خاویار خود به تنهایی به عنوان اشرافی ترین صبحانه جهان محسوب می گردد بسیاری آن را به شکل خام و یا همراه با تخم مرغ و اغشته به زرده ان میل می کنند و گروهی نیز به اندازه نوک قاشقی از ان را همراه با سبزیجات معطر یا قطعه کوچکی از نان و کره می خورند و بوی تند ماهی مانند ان و طعم شورش را بسیار دوست می دارند و انرا بسیار پر کالری و انرژی زا می دانند و این چنین نیز هست . خاویار انواع گوناگونی دارد چون خاویار طلایی و سرخ و سیاه که البته در این میان خاویار سیاه از ازرشی قابل توجه بر خوردار است .
دریای خزر به تنهایی ۹۳ در صد از ذخیره خاویار و ماهیان خاویاری جهان را در خود جای داده است .همچنین ۵ گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان نیز در این دریا زیست می کنند که به ترتیب کیفیت عبارتند از «فیل ماهی» - «قره برون یا ماهی خاویاری ایران » - «ماهی خاویاری گلد(چالباش) یا روس» - «ماهی شیپ » - « ماهی ازون برون» ، که شرحی مختصر در ارتباط با گونه های ماهیان خاویاری همراه با عکس و ترتیب کیفیت و ارزش انان در دریای خزر را ارائه می نمایم .
فیل ماهی بزرگترین ماهی آبهای داخلی است که از نقطه نظر کیفیت خاویار رتبه اول را به خود اختصاص داده است نام دیگر ان بلوگا است و نمونه هایی از انها با وزنی در حدود۱۴۰۰کیلوگرم و سنی بیش از ۱۰۰ سال صید شده است .هر ۲ یا ۳ سال یک بار تخم ریزی می کند و بین ۱۴ و ۱۷ سالگی بالغ می شود و به واسطه بهترین خاویار، رتبه گرانترین ماهی و خاویار جهان را دارا ست . از قامتی معادل یک و نیم متر تا بیش از چهار متر بر خوردار است ، رکورد صید ان در ایران ۶۲۰ کیلوگرم بوده است.
قره برون یا تاس ماهی ایران در حال حاضر گونه ای مستقل محسوب می شود ،چرا که تا قبل از این انرا زیر گونه ای از ماهی روس می دانستند . در لفظ به معنای بینی سیاه است که از رتبه دوم ارزش بر خوردار است . در حال حاضر به واسطه تکثیر مصنوعی از نقطه نظر تعداد از گونه روس پیشی گرفته است . از گونه روسی بزرگتر می باشد و کیفیت خاویاری برتر از وی را نیز دارا می باشد از نظر ظاهری تا حدی شبیه به هم می باشند گرچه رنگی تیره تر همراه با رنگ دانه های سفید رنگ که تا بینی وی ادامه پیدا کرده وی را از نظر ظاهری از تاس ماهی روس جدا می کند . وزنی معادل ۶۰ تا ۱۳۰ کیلوگرم دارد و طولی معادل ۱متر تا بیش از ۲متر که در فاصله ۱۲ تا ۱۴ سالگی بالغ می گردد.
تاس ماهی روس یا چالباش در زمره گونه هایی است که در تمامی نقاط دریای خزر یافت می شود و خاویار ان را نیز به اصطلاح طلایی می نامند که از رتبه سوم ارزش بر خوردار است و در فاصله ۱۲ تا ۱۶ سالگی به سن تخم دهی میرسد و بالغ می شود . از طولی معادل ۱ تا ۲ متر بر خوردار است و وزنی معادل ۶۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم.
ماهی خاویار شیپ معمولا ماهی مهاجری است که به واسطه تخم ریزی به سواحل ایران می اید و در رودخانه های ابریز دریای خزر تخم گذاری می کند . از عمری معادل ۳۰ سال بر خوردار است ، سبک وزن است و از تعدد کمی هم بهره می برد ،از نقطه نظر ارزش در رتبه چهارم قرار دارد . با طولی بیش از ۱ متر و وزنی سبک ، در فاصله ده سلگی تا ۱۴ سالگی بالغ می گردد و به سن تخم دهی می رسد .
ماهی اوزون برون (دراکول) کوچکترین ماهی خاویار دریای خزر می باشد که در ایران به اشتباه کلیه ماهیان خاویاری را به نام وی اوزون برون می نامند .از نقطه نظر کیفی در رتبه اخر قرار دارد چرا که از خاویار ریزتر و ارزانتری بهره می برد . از نظر تکثیر مصنوعی با مشکلاتی مواجه است و تعداد ان نیز در شرایط طبیعی رو به کاهش می رود .در ترجمه نام وی بینی دراز است.در فاصله ۸تا۱۲ سالگی بالغ می شود . از قامتی معادل ۱ تا ۱.۵متر بهره می برد و وزنی سبکتر در قیاس با دیگر ماهیان این خانواده در دریای خزر وجود دارد .
به نام خدا
بناي شهر لاهيجان به "لاهيج ابن سام ابن نوح " نسبت داده مي شود. اين شهر، در گذشته "دارالاماره" يا "دارالامان" و سپس "لاهيجان المبارك" خوانده مي شد.
لاهيجان در سال 705 ه . ق به دست اولجايتو فتح شد و امير تيمور به آن لشكر كشيد. پس از تيمور، سيد امير بيك و اعقاب وي – از سادات كياني – بر شهر لاهيجان حكومت كردند. پس از سقوط حكمرانان كياني، حاكمان صفوي در اين شهر حكومت كردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاريخ لاهيجان، طاعون در سال 703 هـ . ق، آتش سوزي سال 850 هـ . ق، لاهيجان و اشغال آن توسط روس ها در سال 1725 ميلادي است. در سال 1230 هـ . ق لاهيجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار ديگر طاعون در آ ن كشتار كرد.
لاهيجان يكي از مراكز اصلي جنبش جنگلي ها بود. در حال حاضر لاهيجان يكي از شهرهاي زيباي استان با امكانات فراوان جهانگردي است.

به نام خدا
اين بناي تاريخي در بيرون شهر لاهيجان و در روستاي شيخانه ور، بر سر راه لاهيجان به لنگرود واقع شده است و به تاج الدين ابراهيم، ملقب به شيخ زاهد گيلاني تعلق دارد. تنها كتيبه موجود اين بنا، به خطي نه چندان خوش روي صندوق چوبي قديمي مزار شيخ است كه تاريخ 832 هـ . ق دارد. سبك معماري اين اثر ويژگي هاي قرن هشتم يا نهم را نشان مي دهد.
به نام خدا
حاجي محمد ميرزا معروف به كاشف السلطنه نخستين كسي است كه كشت چاي را در گيلان مرسوم كرد و امروزه از بركت ابتكار و تلاش اوست كه هزاران چايكار گيلاني با كشت اين محصول با ارزش، زندگي خود را تأمين مي كنند. وي در راه بوشهر در يك حادثه رانندگي كشته شد. آرامگاه وي در شهر لاهيجان برفراز تپه اي مشرف به باغ هاي چاي كه كوه بيجار ناميده مي شود، ساخته شده است.
به نام خدا
انواع چای به سه دسته تقسیم میشود:
۱)تخمیری(چای سیاه)
چای سیاه دارای انواع مختلفی است که هر نوع آن طرفداران خاص خود را دارد . معروف ترین چای سیاه جهان عبارتند از:
۱- چای چینی:بهترین نوع آ ن چای دارجلینگ است که در دشت های هیمالیا می روید و عطر آن بوی چغاله بادام را به یاد می آورد.
۲- چای کاروان:چای گرم و معطری است که مقدار تئین آن کم است .
۳- چای امپریال :مخلوطی از چای و گل یاس که عطر و طعم دود زده دارد.
۴- چای یونان بزرگ :چایی است با برگهای نوک طلایی زیبا و طعم مناسب تند که مناسب صبح و بعد ازظهر است .
۵- چای های فورمز:که مهمترین آنها " اولانگ بلند" نام دارد. دارای طعم بلوطی و مناسب صبحانه است .
۲)تخمیرنشده(چای سبز)
اگرچه چای سبز نوشیدنی ملی ژاپنی هاست . اما چینی ها نیز از طرفداران پر و پا قرص این چای بوده و خود ، نوعی چای سبز تولید می کنند که عطرتند گل یاس و گل های دیگر را در خود دارد که به نام " ماندرن بزرگ یاسی " شهرت یافته است . نوشیدن این چای بعد از خوردن غذاهای چینی بسیار دلچسب است .
۳)نیمه تخمیری(چای اولانگ و پوچونگ)
چای ایرانی
شاید بتوان گفت بسیاری از چایهای جهان ریشه ایرانی ( ایران باستان ) دارند.اما امروزه آنچه بهعنوان چای ایرانی شناخته می شود، چای شمال ایران به ویژه منطقه لاهیجان است .
چای ایرانی ( نوع مرغوب آن ) در مقایسه با چای های خارجی خالص تر است ، زیرا برای خوش عطر و طعم کردن آن از مواد معطر استفاده نمی شود. اما ایرانیان طبق یک رسم قدیمی از برگ های تازه گل یاس و شمعدانی برای معطر کردن چای سنتی استفاده می کردند .
به نام خدا
چای: نام یک گیاه است. چای واژهای است چینی که در چین و شمال هندوستان به کار میرود و تقریباً با همان تلفظ وارد زبان فارسی شدهاست.
کشت و صنعت چای در ایران قدمتی صد ساله دارد ؛ اگرچه مصرف چای در ایران بر حسب روایتهای مستشرقین و جهانگردان ( مثل پیتر دولاواله و دوک هلشتاین ) به قرن هفدهم یعنی عصر صفویه بر می گردد ، پس از ورود اسلام ابتدا قهوه به عنوان نوشیدنی متداول رایج گردید و پس از آن چای جایگزین آن شد . محمد میرزای چایکار « کاشف السلطنه » ( ۱۲۴۴-۱۳۰۸) نخستین کسی است که در سال ۱۲۷۹( ۱۹۰۱م) دوهزار نهال چای را که از دره « کانگرای » در« هیماچال پراوش » هندوستان به ایران آورد و به طور موفق در زمینی واقع در لاهیجان غرس نمود . پس از آن مظفر الدین شاه امتیاز کشت چای در تمام نقاط ایران را به او واگذارد . وی با توجه به شرایط آب و هوایی مشابه شمال ایران و هندوستان ، کوشش کرد در منطقه لاهیجان و اطراف ، کشت چای را توسعه بخشد .
جمعیت ایران در حدود ۱% جمعیت جهان است اما بالغ بر ۵% مصرف کل چای جهان اختصاص به ایران دارد . اگر چه ایران نیز با حدود ۶/۲% تولید چای در جهان یکی از کشورهای تولید کننده چای ( در مقام هشتم ) محسوب می شود اما فقط ۶/۴۷% مصرف خود را می تواند از تولید داخلی تأمین نماید .
تاریخ چای
براساس اسناد و مدارک موجود ، نخستين بار در سال ۱۲۶۲شمسي مقارن سلطنت ناصرالدين شاه قاجار شخصي به نام حاج محمد حسين اصفهاني کشت چاي را در ايران آغاز نمود ، ولي به علل نامعلوم موفق نشد ؛ تا اينکه در سال ۱۲۷۹شمسي مرحوم حاج محمد ميرزا کاشف السلطنه چايکار که در آن زمان ژنرال کنسول ايران در هند بود ، با کار و تلاش در مزارع چاي در هند موفق شد اصول و فنون چايکاري را بياموزد ؛ پس از آن با موافقت دولت هند دو هزار نهال را به ايران آورد . وي با بررسي هاي قبلي ، بهترين محل کشت آن را زمينهاي حاصلخيز لاهيجان و تنکابن تشخيص داده بود ؛ شروع به کشت چاي در اين دو منطقه نمود و خوشبختانه موفق شد از آنها چاي مرغوبي برداشت نمايد.

به نام خدا
قديمترين سندی که تاکنون به دست آمده و در آن از برنج در شمال ايران و در مازندران خبر میدهد از يک طبيب طبرستانی به نام علی بن سهل بن الطبری است که زمانی دبير مازيار بن قارن اسپهبد طبرستان بود و سپس به خدمت معتصم بالله خليفه عباسی و متوکل درآمد.
سکونت در جلگه گيلان به گونهای که به تشخص قومی گيلک و نقش تاريخساز آن در اين جلگه و هرگونه سکونت و اجتماع فشرده و تاريخساز به گونهای که نمادی از فرهنگ، قوميت و اجتماع سياسی در اين جلگه بوده باشد، تنها در پرتو رواج کشاورزی به مفهوم زراعت در جلگه گيلان ميسر بوده و زراعت در جلگه نيز لزومآ با کشت برنج در درجه نخست و پرورش کرم ابريشم در درجه دوم ملازمه داشت. و اين بدان معنی نيست که لزومآ هيچگونه استقرار يا سکونتی هرچند پراکنده در جلگه ميسر نبوده است.
پس از تمدن آهن در گيلان، تمدنهای کوهستانی و دامپرور مارليک-ديلمان و تالش، رغبتی برای گسترش قلمرو خود به نواحی جلگهای نداشتند. زيرا اقتصاد اين تمدنها بر پرورش دام به ويژه دام کوچک استوار بود که جلگه مرطوب گيلان برای آنها محيط مناسبی تلقی نمیشد. آنها نهايتآ از کوهپايههای آن به عنوان قشلاق بهره گرفتند.
در نتيجه خلاء قدرت در نواحی جلگهای موجب شد تا گروهی که بر شيوه مترقیتری از معيشت يعنی کشاورزی متکی بودند و الگوی کشت منطبق با اين ناحيه را در نواحی شرقی گيلان (مازندران) تجربه کرده بودند به آسانی نواحی جلگهای شرق گيلان را به اشغال خود درآورند .

به نام خدا
مهمترین زبانهای (گویشهای) رایج در گیلان عبارت از زبان تالشی، گیلکی و دیلمی است. که در این بخش به معرفی زبان مردم کوهستان جنوب گیلان ، دیلمی پرداخته می شود.
نامهای مختلفی که بر آن نهادهاند:
- دیلمی: که به اصالت این زبان بر میگردد. کل گسترده این زبان در زمانهای گذشته دروازه دیلم نامیده میشد که از کوه درفک تا کوههای بابل را در بر میگرفت. و در اصطلاح کنونی به این سرزمین که غالبا کوهستانی است، دیلمستان گفته میشود.
- تاتی : این نام به غلط توسط ترکان وارد شدهاست.
- مادی : پروفسور احسان بارشاطر این زبان را به نام باستانی آن یعنی مادی میخواند.
زبان دیلمی از شمال تا سراوان رشت ، از جنوب تا الموت قزوین ، از شرق تا دیلمان، خورگام ، اشکور و کوههای غرب مازندران و از غرب تا کوههای تالش گستردهاست. زبان دیلمی در مناطق دیلمان و اشکور به علت مراودات چندینساله مردم با مناطق جلگهای و گیلک نشین ، لهجه گیلکی به خود گرفتهاست و همین مساله در مناطق دیلمنشین و مازندران نیز به چشم میخورد. زبان واقعی و گویش درست و اصلی گیلکی فعلی در حال حاضر در کل صومعهسرا و انزلی و قسمتهایی از فومن و رشت صحبت میشود.

به نام خدا
استان گیلان سرزمینی است که 40% آن جلگه ای و 60% بقیه را کوهستانها تشکیل می دهند، استان گیلان با مساحتی برابر 14711 کیلومتر مربع حدود 9/0 درصد از مساحت کل کشور را داراست و از این نظر بین استانهای کشور رتبه بیست و ششم را دارد. این استان در شمال ایران و جنوب غربی دریای خزر قرار گرفته است بطوریکه از شمال با دریای خزر و کشور آذربایجان، از غرب با استان اردبیل، از جنوب با استانهای قزوین و زنجان و از طرف شرق با استان مازندران همجوار است.

