به نام خدا
چای: نام یک گیاه است. چای واژهای است چینی که در چین و شمال هندوستان به کار میرود و تقریباً با همان تلفظ وارد زبان فارسی شدهاست.
کشت و صنعت چای در ایران قدمتی صد ساله دارد ؛ اگرچه مصرف چای در ایران بر حسب روایتهای مستشرقین و جهانگردان ( مثل پیتر دولاواله و دوک هلشتاین ) به قرن هفدهم یعنی عصر صفویه بر می گردد ، پس از ورود اسلام ابتدا قهوه به عنوان نوشیدنی متداول رایج گردید و پس از آن چای جایگزین آن شد . محمد میرزای چایکار « کاشف السلطنه » ( ۱۲۴۴-۱۳۰۸) نخستین کسی است که در سال ۱۲۷۹( ۱۹۰۱م) دوهزار نهال چای را که از دره « کانگرای » در« هیماچال پراوش » هندوستان به ایران آورد و به طور موفق در زمینی واقع در لاهیجان غرس نمود . پس از آن مظفر الدین شاه امتیاز کشت چای در تمام نقاط ایران را به او واگذارد . وی با توجه به شرایط آب و هوایی مشابه شمال ایران و هندوستان ، کوشش کرد در منطقه لاهیجان و اطراف ، کشت چای را توسعه بخشد .
جمعیت ایران در حدود ۱% جمعیت جهان است اما بالغ بر ۵% مصرف کل چای جهان اختصاص به ایران دارد . اگر چه ایران نیز با حدود ۶/۲% تولید چای در جهان یکی از کشورهای تولید کننده چای ( در مقام هشتم ) محسوب می شود اما فقط ۶/۴۷% مصرف خود را می تواند از تولید داخلی تأمین نماید .
تاریخ چای
براساس اسناد و مدارک موجود ، نخستين بار در سال ۱۲۶۲شمسي مقارن سلطنت ناصرالدين شاه قاجار شخصي به نام حاج محمد حسين اصفهاني کشت چاي را در ايران آغاز نمود ، ولي به علل نامعلوم موفق نشد ؛ تا اينکه در سال ۱۲۷۹شمسي مرحوم حاج محمد ميرزا کاشف السلطنه چايکار که در آن زمان ژنرال کنسول ايران در هند بود ، با کار و تلاش در مزارع چاي در هند موفق شد اصول و فنون چايکاري را بياموزد ؛ پس از آن با موافقت دولت هند دو هزار نهال را به ايران آورد . وي با بررسي هاي قبلي ، بهترين محل کشت آن را زمينهاي حاصلخيز لاهيجان و تنکابن تشخيص داده بود ؛ شروع به کشت چاي در اين دو منطقه نمود و خوشبختانه موفق شد از آنها چاي مرغوبي برداشت نمايد.

به نام خدا
قديمترين سندی که تاکنون به دست آمده و در آن از برنج در شمال ايران و در مازندران خبر میدهد از يک طبيب طبرستانی به نام علی بن سهل بن الطبری است که زمانی دبير مازيار بن قارن اسپهبد طبرستان بود و سپس به خدمت معتصم بالله خليفه عباسی و متوکل درآمد.
سکونت در جلگه گيلان به گونهای که به تشخص قومی گيلک و نقش تاريخساز آن در اين جلگه و هرگونه سکونت و اجتماع فشرده و تاريخساز به گونهای که نمادی از فرهنگ، قوميت و اجتماع سياسی در اين جلگه بوده باشد، تنها در پرتو رواج کشاورزی به مفهوم زراعت در جلگه گيلان ميسر بوده و زراعت در جلگه نيز لزومآ با کشت برنج در درجه نخست و پرورش کرم ابريشم در درجه دوم ملازمه داشت. و اين بدان معنی نيست که لزومآ هيچگونه استقرار يا سکونتی هرچند پراکنده در جلگه ميسر نبوده است.
پس از تمدن آهن در گيلان، تمدنهای کوهستانی و دامپرور مارليک-ديلمان و تالش، رغبتی برای گسترش قلمرو خود به نواحی جلگهای نداشتند. زيرا اقتصاد اين تمدنها بر پرورش دام به ويژه دام کوچک استوار بود که جلگه مرطوب گيلان برای آنها محيط مناسبی تلقی نمیشد. آنها نهايتآ از کوهپايههای آن به عنوان قشلاق بهره گرفتند.
در نتيجه خلاء قدرت در نواحی جلگهای موجب شد تا گروهی که بر شيوه مترقیتری از معيشت يعنی کشاورزی متکی بودند و الگوی کشت منطبق با اين ناحيه را در نواحی شرقی گيلان (مازندران) تجربه کرده بودند به آسانی نواحی جلگهای شرق گيلان را به اشغال خود درآورند .

به نام خدا
مهمترین زبانهای (گویشهای) رایج در گیلان عبارت از زبان تالشی، گیلکی و دیلمی است. که در این بخش به معرفی زبان مردم کوهستان جنوب گیلان ، دیلمی پرداخته می شود.
نامهای مختلفی که بر آن نهادهاند:
- دیلمی: که به اصالت این زبان بر میگردد. کل گسترده این زبان در زمانهای گذشته دروازه دیلم نامیده میشد که از کوه درفک تا کوههای بابل را در بر میگرفت. و در اصطلاح کنونی به این سرزمین که غالبا کوهستانی است، دیلمستان گفته میشود.
- تاتی : این نام به غلط توسط ترکان وارد شدهاست.
- مادی : پروفسور احسان بارشاطر این زبان را به نام باستانی آن یعنی مادی میخواند.
زبان دیلمی از شمال تا سراوان رشت ، از جنوب تا الموت قزوین ، از شرق تا دیلمان، خورگام ، اشکور و کوههای غرب مازندران و از غرب تا کوههای تالش گستردهاست. زبان دیلمی در مناطق دیلمان و اشکور به علت مراودات چندینساله مردم با مناطق جلگهای و گیلک نشین ، لهجه گیلکی به خود گرفتهاست و همین مساله در مناطق دیلمنشین و مازندران نیز به چشم میخورد. زبان واقعی و گویش درست و اصلی گیلکی فعلی در حال حاضر در کل صومعهسرا و انزلی و قسمتهایی از فومن و رشت صحبت میشود.

به نام خدا
استان گیلان سرزمینی است که 40% آن جلگه ای و 60% بقیه را کوهستانها تشکیل می دهند، استان گیلان با مساحتی برابر 14711 کیلومتر مربع حدود 9/0 درصد از مساحت کل کشور را داراست و از این نظر بین استانهای کشور رتبه بیست و ششم را دارد. این استان در شمال ایران و جنوب غربی دریای خزر قرار گرفته است بطوریکه از شمال با دریای خزر و کشور آذربایجان، از غرب با استان اردبیل، از جنوب با استانهای قزوین و زنجان و از طرف شرق با استان مازندران همجوار است.

